ماژول ۳: ماژول 3: چرا انتظاراتمون اینقدر غلطه
منابع و یادداشتها
خواندنی
منابع و یادداشتها
ویژگی آزاردهندهی شمارهی ۱
قویترین شهودهای ذهنمون خیلی وقتا کاملاً اشتباهن
گیلبرت و ویلسون (۲۰۰۰). «خواستنِ اشتباه: چند مشکل در پیشبینی حالتهای عاطفی آینده.» در کتاب Feeling and thinking: The role of affect in social cognition. New York, NY: Cambridge University Press. صفحههای ۱۷۸ تا ۱۹۷.
این بخش از کتاب «خواستنِ اشتباه» (miswanting) رو تعریف میکنه، یعنی اینکه دربارهی اینکه در آینده چی رو و چقدر دوست خواهی داشت، اشتباه کنی.
ویژگی آزاردهندهی شمارهی ۲
ذهنمون مطلق فکر نمیکنه؛ همهچیز رو نسبت به نقطههای مرجع قضاوت میکنه
مدوک و همکاران (۱۹۹۵). وقتی کمتر، بیشتره: تفکر خلاف واقع و رضایت در مدالآورهای المپیک. Journal of Personality and Social Psychology, 69(4), 603–610.
این مقاله میگه به خاطر قدرت نقطههای مرجعی که جلوی چشمن، برندههای مدال برنز معمولاً از برندههای مدال نقره شادترن.
لیوبومیرسکی (۲۰۰۷). چگونگی شادی: رویکردی تازه برای رسیدن به زندگیای که میخوای. New York, NY: Penguin Books. صفحهی ۴۴.
این کتاب میگه هر چی حقوق بالاتر میره، هدفهامون برای حقوق هم بالاتر میره، که شاید به خاطر عوض شدن نقطههای مرجع باشه.
ون پراگ و فریترز (۱۹۹۹). «سنجش رفاه و شادکامی: رویکرد لیدن.» در کتاب Well-Being: The foundation of hedonic psychology. New York: Russel Sage Foundation. صفحههای ۴۱۳ تا ۴۳۳.
این بخش از کتاب میگه نقطههای مرجع حال حقوق خوب رو هم خراب میکنن: به ازای هر ۱ دلار که درآمد واقعیت بیشتر میشه، «درآمدی که فکر میکنی لازم داری» ۱.۴۰ دلار بیشتر میشه.
کلارک و اسوالد (۱۹۹۶). رضایت و درآمد مقایسهای. Journal of Public Economics, 61(3) 359-381.
این مقاله میگه نقطههای مرجع حال حقوق خوب رو هم خراب میکنن: اگه همکارات از تو بیشتر پول دربیارن، از شغلت کمتر راضی میشی.
سولنیک و همنوی (۱۹۹۷). آیا بیشتر همیشه بهتره؟ یک نظرسنجی دربارهی دغدغههای جایگاهی. Journal of Economic Behavior and Organization, 37, 373-383.
این مقاله میگه نقطههای مرجع حال حقوق خوب رو هم خراب میکنن: توی یه موقعیت فرضی درآمد، آدمها ترجیح میدن کمتر پول دربیارن به شرطی که همکاراشون هم کمتر دربیارن، تا اینکه بیشتر دربیارن ولی همکاراشون از اونا هم بیشتر دربیارن.
کلارک (۲۰۰۳). بیکاری بهعنوان یک هنجار اجتماعی: شواهد روانی از دادههای پنل. Journal of Labor Economics, 21(2), 323-351.
این مقاله میگه آدمهای بیکار، اگه نرخ بیکاری توی منطقهشون بالا باشه، معمولاً شادترن.
اوگین و شرام (۱۹۹۷). نقش تلویزیون در ساختن واقعیت مصرفکننده. Journal of Consumer Research, 23(4), 278-294.
این مقاله میگه برنامههای تلویزیونی که محصولات و فعالیتهای مربوط به سبک زندگی مرفه رو نشون میدن، یه مقایسهی اجتماعی آسیبزا درست میکنن و تصورمون از ثروت بقیه و ثروت خودمون رو کج میکنن.
شور (۱۹۹۹). آمریکایی پرخرج: چرا چیزی رو میخوایم که لازمش نداریم. New York: NY: Harper Perennial.
این کتاب میگه تماشای برنامههای تلویزیونی مثل یه مقایسهی اجتماعی آسیبزا عمل میکنه و خرج کردن رو بیشتر میکنه.
کون و همکاران (۲۰۱۱). اثر جایزههای لاتاری روی برندهها و همسایههاشون: شواهدی از لاتاری کد پستی هلند. American Economic Review, 101(5), 2226-2247.
این مقاله میگه مقایسههای اجتماعی روی خرج کردنمون اثر میذارن: کسایی که همسایهی برندههای لاتاری هستن، احتمال بیشتری داره ماشین نو بخرن.
برلی و میگن (۲۰۱۳). چشم و همچشمی روی تصور ما از عدالت توزیعی اثر میذاره. Social Justice Research, 26(2), 120-131.
این مقاله میگه مقایسههای اجتماعی حال نمرههای خوب رو هم خراب میکنن: دانشجوها ترجیح میدن از یه افزایش نمرهی احتمالی بگذرن، فقط برای اینکه بقیهی کلاس هم نمرهشون بالا نره.
کنریک و همکاران (۱۹۹۳). اثر جذابیت ظاهری روی احساس و قضاوتهای ادراکی: وقتی مقایسهی اجتماعی بر تقویت اجتماعی غلبه میکنه. Personality and Social Psychology Bulletin, 19(2), 195-199.
این مقاله میگه مقایسههای اجتماعی تصورمون از ظاهر رو خراب میکنن: نگاه کردن به مدلها حالمون رو بد میکنه.
کنریک و همکاران (۱۹۸۹). اثر محتوای اروتیک رایج روی قضاوت دربارهی غریبهها و شریکهای زندگی. Journal of Experimental Social Psychology, 25(2), 159-167
این مقاله میگه مقایسههای اجتماعی تصورمون از ظاهر رو خراب میکنن: نگاه کردن به مدلها باعث میشه به جذابیت شریک زندگیمون نمرهی کمتری بدیم.
فوگل و همکاران (۲۰۱۴). مقایسهی اجتماعی، شبکههای اجتماعی و عزتنفس. Psychology of Popular Media Culture, 3(4), 206-222.
این مقاله میگه استفاده از شبکههای اجتماعی باعث میشه خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم و عزتنفسمون پایین بیاد. حتی یه صفحهی فیسبوک دستکاریشده که فقط آدمهایی با وضع بدتر از ما رو نشون میده، عزتنفسمون رو چندان بالا نمیبره.
ویژگی آزاردهندهی شمارهی ۳
ذهنمون طوری ساخته شده که به چیزها عادت کنه
دیتلا و همکاران (۲۰۱۰). سازگاری شادی با درآمد و جایگاه اجتماعی در یک پنل فردی. Journal of Economic Behavior & Organization, 76, 834–852.
این مقاله میگه ما به بیشتر پول درآوردن عادت میکنیم (هرچند به بالا رفتن جایگاه اجتماعی به این سرعت عادت نمیکنیم).
بریکمن و همکاران (۱۹۷۸). برندههای لاتاری و قربانیهای تصادف: آیا شادی نسبیه؟ Journal of Personality and Social Psychology, 36(8), 917-927
این مقاله میگه ما به داشتن پول بیشتر عادت میکنیم، حتی توی موارد افراطی مثل برندههای لاتاری.
لوکاس و همکاران (۲۰۰۳). بازبینی سازگاری و مدل نقطهی تنظیم شادی: واکنش به تغییر وضعیت تأهل. Journal of Personality and Social Psychology, 84(3), 527-539.
این مقاله رو از ماژول قبل یادته؟ این مقاله میگه بعد از چند سال به ازدواج عادت میکنیم و شادیمون برمیگرده به سطح پایه.
گیلبرت (۲۰۰۷). سکندری خوردن روی شادی. گیلبرت (۲۰۰۷) New York; NY: Vintage Books.
توی این کتاب اومده: «چیزای فوقالعاده، بار اولی که اتفاق میافتن خیلی فوقالعادهان، ولی با تکرار، فوقالعاده بودنشون کمرنگ میشه.»
ویژگی آزاردهندهی شمارهی ۴
نمیفهمیم که ذهنمون طوری ساخته شده که به چیزها عادت کنه
لوین و همکاران (۲۰۱۲). دقت یا خطای روش: بازبینی سوگیری شدت در پیشبینی احساسات. Journal of Personality and Social Psychology, 103(4), 584-605.
این مقاله رو از ماژول قبل یادته؟ این مقاله میگه ما احساساتمون رو بیشتر از واقعیت تخمین میزنیم و نمرهی بد گرفتن اونقدری که فکر میکنیم حالمون رو بد نمیکنه. ما به اتفاقهای بد هم عادت میکنیم.
دان و همکاران (۲۰۰۲). موقعیت، موقعیت، موقعیت: پیشبینی اشتباه رضایت در قرعهکشی خوابگاه. Personality and Social Psychology Bulletin, 29(11),1421-1432.
این مقاله میگه پیشبینیهامون دربارهی اتفاقهای منفی بدترن. وقتی به آینده فکر میکنی، معمولاً روی ویژگیهای اشتباه تمرکز میکنی و اهمیتشون رو بیشتر از واقعیت تخمین میزنی (مثل عادت کردن به خوابگاههای «بد»).
گیلبرت و همکاران (۱۹۹۸). غفلت از سیستم ایمنی روانی: یکی از منشأهای سوگیری دوام در پیشبینی احساسات..pdf) Journal of Personality and Social Psychology, 75, 617-638.
این مقاله میگه آدمها معمولاً از سیستم ایمنی روانی خودشون خبر ندارن. برای همینه که واکنش احساسیشون به اتفاقهای منفی رو بیشتر از واقعیت تخمین میزنن. مثالی که توی درس اومده، استادهایی بودن که استخدام دائمی (تنور) میگیرن یا نمیگیرن.
ایستویک و همکاران (۲۰۰۸). پیشبینی اشتباه ناراحتی بعد از جدایی عاطفی: آشکار کردن روند زمانی خطای پیشبینی احساسات. Journal of Experimental Social Psychology, 44, 800-807.
این مقاله میگه ما اشتباه پیشبینی میکنیم که اگه از شریک عاطفیمون جدا بشیم چه حالی پیدا میکنیم. فکر میکنیم حالمون خیلی بدتر از چیزی که واقعاً میشه، میشه.
سیف و همکاران (۱۹۹۹). واکنش پیشبینیشده در مقابل واکنش واقعی به نتیجهی آزمایش HIV. The American Journal of Psychology, 112(2), 297-31.
این مقاله میگه آدمهایی که آزمایش HIV میدن، فکر میکنن اگه جوابشون مثبت باشه خیلی ناراحت میشن و اگه منفی باشه خیلی کم ناراحت میشن. ولی این پیشبینیها افراطیتر از چیزیه که بعد از گرفتن جواب واقعاً تجربه میکنن.
آیتون و همکاران (۲۰۰۷). پیشبینی احساسات: چرا آدمها نمیتونن احساساتشون رو پیشبینی کنن؟ Thinking & Reasoning, 13, 62-80.
این مقاله میگه پیشبینیهای احساسی (یعنی پیشبینی واکنش احساسیمون به یه نتیجهی خاص) بیش از حد افراطیان، و تجربهی قبلی بیشتر از یه اتفاق احساسی هم پیشبینیهامون رو دقیقتر نمیکنه. این موضوع توی مثال داوطلبهای امتحان رانندگی نشون داده شده.
گیلبرت (۲۰۰۷). سکندری خوردن روی شادی. گیلبرت (۲۰۰۷) New York; NY: Vintage Books.
این کتاب هم بعضی از سوگیریهای شناختی که توی درس گفته شد رو توضیح میده، مثل تمرکزگرایی (focalism، یعنی تمایل به اینکه فقط به یه اتفاق فکر کنیم و بقیهی چیزایی که اتفاق میافته رو فراموش کنیم) و غفلت از سیستم ایمنی روانی (immune neglect، یعنی اینکه خبر نداریم چقدر به اتفاقهای منفی عادت میکنیم و باهاشون کنار میایم).
راههای یادگیری بیشتر
کتابها
- دنیل کانمن، تفکر، سریع و کند (یه مرور فوقالعاده بر پژوهشهای تصمیمگیری رفتاری دربارهی اینکه ذهنمون از چه راههایی خرابکاری میکنه)
- دنیل گیلبرت، سکندری خوردن روی شادی (یه کتاب که از خنده رودەبُرت میکنه و نکتههای مهمی میگه دربارهی اینکه چرا خیلی وقتا نمیدونیم چی شادمون میکنه)
